- زرجوب نیوز _ سرور عطری _دکتر علی شریعتی، بهعنوان یکی از پرنفوذترین روشنفکران دوران انقلاب اسلامی، سیاست «نه شرقی نه غربی» را نه تنها در چارچوب سیاسی، بلکه در بستر فکری و ایدئولوژیک بازتعریف کر. او با نقد رادیکال از استعمار نوین غرب و ایدئولوژیهای مارکسیستی شرق، راه سومی مبتنی بر بازگشت به هویت اصیل اسلامی-ایرانی را پیشنهاد داد. این یادداشت، با تکیه بر آراء و خطابههای شریعتی، ارتباط عمیق این سیاست را با مفاهیمی مانند «استعمارزدایی فکری»، «امت و امامت»، و «بازگشت به خویشتن» تحلیل میکند.
— نقد شریعتی به شرق و غرب: دو روی سکه استعمار
شریعتی در آثار خود مانند «بازگشت به خویشتن» و «امت و امامت»، غرب را نماد «استعمار مدرن» میدانست که با ابزارهای فرهنگی مانند مصرفگرایی، دانشگاههای وابسته، و رسانهها، هویت جوامع شرقی را تخریب میکند. از سوی دیگر، مارکسیسم را نیز بهعنوان ایدئولوژی «شرقِ ماتریالیست» نقد میکرد که با نادیده گرفتن معنویت، انسان را به موجودی یکبُعدی تقلیل میدهد. به باور او، پذیرش هر یک از این دو، به معنای تسلیم در برابر «بردگی فکری» است.
جمله کلیدی شریعتی:
«غرب زدگی بیماری است که از مغز آغاز میشود… شرقِ مارکسیستی نیز با انکار خدا، انسان را در دام جبر تاریخی اسیر میکند.»
— «بازگشت به خویشتن»: راه سوم شریعتی
شریعتی سیاست «نه شرقی نه غربی» را در گفتمان «بازگشت به خویشتن» تفسیر میکند؛ حرکتی که طی آن جامعه با تکیه بر میراث فرهنگی و دینی خود، الگویی مستقل برای پیشرفت تعریف میکند. او تشیع علوی را بهعنوان مکتبی انقلابی و عدالتخواه معرفی میکرد که میتواند هم در برابر کاپیتالیسم غرب و هم در برابر مارکسیسم شرق ایستادگی کند.
نمونه عینی:
– نقد او به نظام آموزشی غربزده و دعوت به تأسیس دانشگاهی مبتنی بر ارزشهای اسلامی.
– تأکید بر الگوی اقتصادی خودکفا با الهام از وقف و انفاق در اسلام، در مقابل نظام سرمایهداری و سوسیالیستی.
—امت و امامت: جامعه ایدهآل بدون وابستگی
شریعتی در نظریه «امت و امامت»، جامعه آرمانی را جامعهای میدانست که تحت رهبری یک امام آگاه (رهبری فکری و اخلاقی)، از تقلید کورکورانه از شرق و غرب رها شده و به سمت خوداتکایی حرکت میکند. این نظریه، پایهای فلسفی برای سیاست «نه شرقی نه غربی» فراهم میکند که در آن مردم نه تحت سلطه «امپریالیسم» هستند و نه اسیر «دیالکتیک مادی».
نکته محوری:
او معتقد بود تنها با ایجاد «انسان متعهد» (انسانی که از تقلید دوری میکند) میتوان به استقلال واقعی دست یافت.
—شریعتی و نسل جوان: پیشگامان مبارزه با استکبار
شریعتی خطاب به جوانان میگفت: «آگاهی، سلاح شماست». او نسل جوان را موتور محرکه جنبشهای ضداستعماری میدانست و آموزشِ ایدئولوژی ناب اسلامی را راهی برای مقابله با نفوذ فرهنگی غرب و شرق معرفی میکرد. به باور او، جوانان باید با مطالعه تاریخ ایران و اسلام، به «خودآگاهی تاریخی» برسند تا در دام ابرقدرتها نیفتند.
مثال:
– نقد او به روشنفکران غربزده که «مصرفکننده اندیشه» هستند، در مقابل روشنفکرانی که «تولیدکننده فکر ملی-دینی»اند.
—. تضاد با التقاطگرایی: مرزبندی با شرق و غرب
شریعتی بهشدت با گروههای التقاطی (مانند برخی جریانهای چپ مذهبی) که سعی در تلفیق اسلام با مارکسیسم داشتند، مخالف بود. او این کار را خیانت به هویت اسلامی و افتادن در دام «شرقِ الحادی» میدانست. از نگاه او، سیاست «نه شرقی نه غربی» نیازمند پاکسازی جریانهای فکری از هرگونه وابستگی به ایدئولوژیهای بیگانه است.
—شریعتی و احیای گفتمان استقلال
شریعتی سیاست «نه شرقی نه غربی» را فراتر از یک شعار سیاسی، به یک «انقلاب فرهنگی» تبدیل کرد که هدف آن ساخت «انسان جدید» بر پایه ارزشهای اسلامی و ملی بود. او با ترکیب فلسفه انتقادی، جامعهشناسی دینی، و عرفان شیعی، نشان داد که استقلال واقعی تنها با تحول درونی و رهایی از «بتهای ذهنی» شرق و غرب ممکن است. امروز نیز بازخوانی اندیشههای او میتواند راهنمای مقابله با اشکال نوین استعمار در حوزههایی مانند فضای مجازی، اقتصاد نئولیبرال، و جنگ نرم باشد.
—
«شریعتی و انقلاب فکری: نبرد با شرق و غرب در مسیر بازگشت به خویش»
*(این تیتر بر محوریت نقد دوگانه شرق/غرب و راهکار شریعتی برای خروج از این دوگانگی تأکید دارد.)*















ثبت دیدگاه